شادى نفيسى

78

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى )

اينها كه بگذريم ديگر فكر درستى ما دربارهء دين نداريم . نه در اين منبرها و در اين خطابه‌ها مىگوييم و نه در اين كتاب‌ها و مقاله‌ها مىنويسيم و نه فكر مىكنيم . « 1 » ايشان خود به بازشناسى مفاهيم تقوا ، عدل ، امر به معروف و نهى از منكر ، اجتهاد ، دعا ، علم ، توكل ، زهد ، شهادت ، انتظار و واقعهء كربلا پرداخته است و كوشيده تا چهرهء واقعى اسلام را بنماياند . آيه‌هاى جهاد و شهادت ، اركان دعوت به مبارزه عليه ظلم و استعمار قرار گرفتند . در بعد اقتصادى ، احكام اسلام دربارهء مالكيت عمومى ، نظير اوقاف ، « 2 » عدالت اجتماعى و قسط ، « 3 » و كراهت جمع مال در دست عده‌اى معدود ، بيشتر مورد تأكيد قرار گرفت . صاحب‌نظران به مباحث اقتصادى اسلام پرداختند تا ديدگاه‌هاى آن را دربارهء موضوعات مختلف اقتصادى و نيز فقير و غنى ، مالكيت ، توزيع و افزايش ثروت ، كار ، سرمايه ، ابزار توليد و ارزش اضافى تبيين كنند . توضيح داستان‌هاى قرآن ، نظير داستان هابيل و قابيل و نيز حضرت موسى و فرعون به عنوان سمبل‌هاى مبارزهء طبقاتى و نبرد اجتماعى با زيربناى اقتصادى ، همچنين تحليل نهضت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله « 4 » و تاريخ اسلام بر همين مبنا و تفسير بعد اقتصادى اسلام از نظر سوسياليستى ، به كار بردن عباراتى همچون « جامعهء بىطبقهء توحيدى ، ايدئولوژى ، جهان‌بينى ، « 5 » مبارزهء خونين ، مثلث شوم زر ، زور و تزوير و ارتجاع ، در كنار گرايش افراطى به سادگى ، مخالفت با هر گونه مال و زينت و حمايت از نبرد مسلحانه به عنوان تنها راه مبارزه و در عين حال مخالفت با راه‌هاى تربيتى به عنوان روش‌هاى ارتجاعى « 6 » و سازشكارانه ، توسط برخى نويسندگان ، از وسعت تأثير اين جريان در برداشت‌ها ، تفسيرها ، تحليل‌ها و گرايش‌هاى آن زمان حكايت مىكند ، تا جايى كه حتى انديشمندان

--> ( 1 ) . مرتضى مطهرى ، « احياء فكر دينى » ، ده گفتار ، ص 124 . ( 2 ) . حميد عنايت ، اسلام و سوسياليسم در مصر و سه گفتار ديگر ، ص 42 . ( 3 ) . رسول جعفريان ، مرورى بر زمينه‌هاى فكرى التقاط جديد در ايران ، ص 100 . ( 4 ) . حميد عنايت ، انديشه سياسى در اسلام معاصر ، ص 266 و 267 . ( 5 ) . رسول جعفريان ، مرورى بر زمينه‌هاى فكرى التقاط جديد در ايران ، ص 75 ؛ حميد عنايت ، شش گفتار دربارهء دين و جامعه ، ص 72 . ( 6 ) . شهيد مطهرى در نقد اين نگرش مىگويند : بدون شك برنامهء مبارزه با طواغيت جزء برنامهء قرآن است . و بدون شك اسلام يك دين انقلابى است ، ولى آيا همهء اين مسائلى كه در قرآن مطرح شده ، در اين جهت و براى اين منظور است و قرآن برنامهء ديگرى جز اين برنامه ندارد ؟ مرتضى مطهرى ، علل گرايش به ماديگرى ( مجموعه آثار ، شمارهء 1 ) ، ص 462 .